|
دلا بیا به سرای علی سری بزنیم به خانه ای که درش سوخته دری بزنیم شنیده ایم که این روزها علی تنهاست دلا بیا به خانه ی بی فاطمه سری بزنیم گربه ظاهر حرمی نیست برای زهرا دل هر عاشق مولا حرم فاطمه است
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:52  توسط هادی غاضری ، حسن وحسین ازهری
|
بهار بی تکرار باغ مصطفی ... جرأت و جسارت شمشیر مرتضی(ع)... فاطمه(س) جان سلام ... شما بر هاله ای از نور نشستید و ما در خاک دنبال دل خویش می گردیم ... یاریم کن ای بزرگ بینهایت تا امشب غمی از غم نامه های تورا بازگویم ... من از نسل مردانی هستم که با پیشانی بند نام تو مسافر مقتل می شدند ... چشم بگشا ای نازنین ... ای که نام قشنگت رازورمز عملیات بدر و فتح المبین... قصیده های غمناکی من حکایت تنهایی های علی است که به مردی از بنی اسود گفته بود : فاطمه(س) آن قدر در خانه ام با مشک از چاه آب می کشید که بند مشک روی سینه اش جا انداخت ... آن قدر خانه را می روفت که خاکستر به دامنش می نشست ... و آن قدر با این آسیاب دسداس می کرد تا دستانش پینه می بست ... فروریز ای آسمان فروریز...چرا نخروشیدی آن زمان که که به چشمان خود دیدی ... آری فاطمه(س) که در حُرم نفس های علی(ع) و جبریل و محمد(ص) تسبیح ترانه های توحیدی بر می چید ... فاطمه(س) که پیامبر مهربان خدا قاصدک های قرآن خدا را می چید و بر دامنش می ریخت ... این گونه مغفول و مبهم مزار از دنیا کوچ کند ... خدایا شکستند و سوختند درخت قامت زهرا(س) را... اما من از بغض بی کسی فاطمه(س) حرف نمی زنم ... من از فصاحت و شجاعت و بلاغت دختر نبی خدا صحبت می کنم . نگاهش کن از زیارت پدر می آید دل به خون ... چون گام می نهد هیمنه و هیبت نبی محبوب خدا در خاطر متواتر می شود ... میان مردم و فاطمه(س) چادری کشیده اند ... ناگاه زنی از میان جمعیت فریاد بر می آورد ای جماعت آیا این همان آل الله است بی یاور ... این همان کشتی نجات حق است بی لنگر بی رهبر .... های های و هق هق ، غریوو غوغا ، سلسله ی سرشک... ناگهان خشم فاطمه(س) چونان ذوالفقار علی(ع) بر سرشان صاعقه می زند ... خاموش خاموش جماعت لاف زن پیمان گسل ... آیا برکشته ی خویش گریه روا است و بر کِشته ی خویشتان این گونه سیل اشک هویداست . هیاهو و گریه هاتان نیارامد و ناله هایتان فرو ننشیند . .. جماعت ، برهوت بهت شدند.قفل نفس بر سینه ها سنگینی می کند ... دیگر بار ، ابر پیچیده ی کلامش بر کویر کوردلی ها می بارد ... "منم فاطمه(س) دختر آن پیامبری که خدا قبل از آن که بیافریند به رسالت برگزید و همسر حیدر(ع) که دل های مرده و ضلالتان را جرأت و جسارت بخشید ... به مسجد برای کدام عبادت آمده اید ... قبله گاه شما بوسه گاه نبی خداست نه آن فاطمه(س) که این گونه محنت کشیده در برابرتان ایستاده و شیرازه ی دین حق علی(ع) است ، شخص علی(ع) . که اکنون به خلوت و خانه نشینی عبادت می کند و آیه های نورانی قرآن می خواند ... ای زبان شیرینه ی تملق و ای بادام تلخ دروغ ، منم فاطمه(س) ... محراب و منبر منم .... دخت پیمبر(ص) منم .... جهاد اکبر منم ... روضه ی کوثر منم ... جلوه ی احمد منم ... نور محمد منم .... نیامدم که حق غصب شده ی خویش را از شما بگیرم ... آمده ام تا آه چاه سینه ی علی(ع) را نشانتان دهم ... " شیرازه ی حکومت از هم می پاشد . پای چوبین استدلالیان در آتش منجلاب فاطمه(س) می سوزد ،آن گاه که کلام از مدار و منطق بیرون می شود ، حق فاطمه(س) را با تیزی شمشیر بالا می کشند . رگ خون ، یه رد خونی ، توی ایوون توی طاقچه ... غلاف خالی خنجر ، توی ایوون توی طاقچه... من نمی گم که اون روز گردنبند حرمتی که از علی(ع) و فاطمه(س) پاره شد ، مروارید چه سفارش هایی از پیغمبر(ص) زیر پا لگدمال شد . من نمی گم که در احتجاج طبرسی خواندم آن روز که علی(ع) را به مسجد می کشاندند،آن قدر مظلوم بود که یک یهودی با دیدنش مسلمان شد ... فقط می گویم: دانی که چرا سرشک مأنوس علی(ع) است یا آه چرا به سینه محبوس علی(ع) است یک مرد نبوده است بگوید نامرد این زن که تو می زنیش ناموس علی(ع) است التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:51  توسط هادی غاضری ، حسن وحسین ازهری
|
چند حدیث گهر بار از آن بانوی بزرگوار: حضرت فاطمه (س) فرمودند: بهترین چیز برای زنان آن است که مردان آنان را نبینند و آنان نیز مردان را نبینند .(حلیة الاولیا ج2ص40) حضرت فاطمه (س) فرمودند: رسول خدا(ص) فرمودند:این جبرئیل است که به من خبر می دهد "سعید" کسی است که تامی سعادت را دارا باشد و سعید راستین کسی است که علی(ع) را در حیات و پس از فوت من دوست داشته باشد .(اسنی المطالب لشمس الدین الجزری ص66) حضرت فاطمه (س) فرمودند: هرکس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا فرستد خداوند هم بهترین مصلحت های خویش را برای او فروفرستد . (بحارالنوار ج71 ص184) حضرت فاطمه (س) فرمودند: پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک و نماز را موجب پاکی شما از (آلودگی) تکبر قرار داد .(احتجاج طبرسی ص99 چاپ سعدی) حضرت فاطمه (س) فرمودند: آگاه باشید هرکه بر دوستی آل محمد(ص) بمیرد شهید مرده است .(بهجه ج1 ص286) حضرت فاطمه (س) فرمودند: گشاده رویی در چهره ی مؤمن برای صاحبش بهشت را سبب می شود .(بهجه ج1ص300)
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:48  توسط هادی غاضری ، حسن وحسین ازهری
|
پرستوی مهاجرم چرا زلانه می روی اگر زلانه می روی چرا شبانه می روی
قرار من شکیب من مهاجر غریب من فدای غربتت شوم که مخفیانه می روی حیات جان امید دل علی بود زتو خجل که با کبودی بدن زتازیانه می روی چهار طفل خون جگر زنند در غمت به سر که بر زیارت پدر چه عاشقانه می روی الا به رخ نشانه ات ، مگر شکسته شانه ات که موی زینبین خود نکرده شانه می روی
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:47  توسط هادی غاضری ، حسن وحسین ازهری
|
تا کی به سوز و آه نشینم به راه تو عالم فدای گوشه چشم سیاه تو
بنشسته ام به راه تو ای معدن کرم تا کی فتد به روی سیاهم نگاه تو دانم به یاد مادر خود آه می کنی کون و مکان فدای تو و سوز و آه تو در پیشگاه باب غریبت علی زدند آن مادر شکسته دل و بی پناه تو مهدی بیا به مادر پهلوشکسته گو مادر مگر چه بود به عالم گناه تو
+ نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 16:38  توسط هادی غاضری ، حسن وحسین ازهری
|
|
|